تبليغاتX
جوک های باحال
هر نوع جوکی که بخواین هست.
از ترکه می پرسند: می دونی چرا غواص ها به پشت می پرن تو آب؟ می گه: چون اگه به جلو بپرن می افتن تو قایق
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 11:54  توسط مجید | 
تركه مي پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي کنن ؟ ميگه : آخه من امتحان كردم..... پياده خيلي راهه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 11:54  توسط مجید | 
یه بچه تو قزوین گم میشه پلیس میگه از یابنده تقاضا می شود امشب که هیچی فردا بچه رو به ما بدهد که ما پس فردا بدیم به خانوادش
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 11:53  توسط مجید | 
به یه نفر میگن که با مناجات جمله بساز میگه: مونا جاتو انداختم بیا بخواب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 11:53  توسط مجید | 
یه روز یه اصفهانی و یه تهرانی و یه قزوینی می میرند.آنقدر به خدا التماس می کنند تا اینکه خدا با برگشتن آنها به دنیا موافقت می کنه به شرطی که دیگه گناه نکنند وگرنه سنگ می شوند. خلاصه آنها به دنیا برمی گردند.همان اول کار تهرانیه یه دختره را میبینه و می افته دنبالش. همان دم سنگ میشه.بعد مدتی اصفهانیه یه ۵ تومانی روی زمین می بینه خم میشه که برداره قزوینیه می گه : خاک تو سرت . هم خودت رو بدبخت کردی هم منو
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 11:52  توسط مجید | 
غضنفر شب عروسی اش حرفی برای گفتن نداشته به زنش میگه : خانواده می دونن اینجایی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 11:51  توسط مجید | 
تركه با يه نفر دعواش ميشه بهش ميگه گير عجب خري افتاديم.تركه ميگه خودت گير عجب خري افتادي
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 11:51  توسط مجید | 
بچه هه ميره پيش خانم معلمش، ميگه: خانوم ميشه شما زن من بشيد؟معلمه ميگه: برو بشين سر جات، من الان حوصله بچه مچه ندارم. پسره ميگه: آره منم حوصله بچه ندارم... اشكال نداره، !!!جلوگيري ميكنيم thumbs up
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 11:49  توسط مجید | 

غضنفر وايستاده بود كنار خيابون و به يك دژبان ارتش نگاه مي‏كرد. بهش گفت: ببخشيد! شما سرهنگ هستي؟ دژبان گفت: نه. غضنفر رفت و ده دقيقه به مرد خيره شد و اومد و دوباره پرسيد: شما مطمئني كه سرهنگ نيستي؟ دژبان گفت: نه، سرهنگ نيستم. اين ماجرا چندبار تكرار شد، بالاخره دژبان خسته شد و در مقابل سوأل غضنفر كه پرسيده بود شما سرهنگ هستي؟ گفت: آره داداش! من سرهنگ هستم. غضنفر گفت: پس چرا لباس دژبان‏ها رو پوشيدي؟ مي‏دوني جرمه؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 0:29  توسط مجید | 

خرگوشه ميره تو بانك ميگه آقا هويج دارين؟ كارمند بانك ميگه: نه جانم برو مزاحم نشو. خرگوشه ميره و چند دقيقه بعد برمي‌گرده و دوباره سوالشو تكرار مي‌كنه. كارمند بانك عصباني ميشه و ميگه اگه يه بار ديگه اين سوالو بپرسي از گوش آويزونت مي‌كنم به ديوار. خرگوشه ميره و فرداش دوباره مياد و ميگه آقا هويج دارين؟ كارمند بانك هم گوش خرگوشه را ميگيره و با ميخ ميكوبه به ديوار. بعد از يه مدت خرگوشه نيگا ميكنه ميبينه عكس چند تا از این رجال سیاسی رو هم کنارش زدند به ديوار. بعد رو به عكسا ميگه: بدبختا شماها ديگه هويج مي‌خواستين چيكار؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 0:26  توسط مجید | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
کلکسیونی از جوک های خنده دار. شما هم اگه دوست داری می تونید جوکهاتون و بفرستید تا با شناسه ی خودتون ثبت بشه.

نوشته های پیشین
هفته سوم خرداد 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
پیوندها
محمد بيباك خواننده سبك رپ
كارشناسي حسابداري پارسا-بابلسر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM